الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )

537

الغدير ( فارسى )

حديث غدير درگذرد و نيز چشم‌پوشى كند از اين گفتار ناروا كه چون شيعه اتفاق دارند بر اعتبار تواتر در آنچه كه بدان بر امامت استدلال مىنمايند ، پس چگونه براى آنها جايز و روا باشد كه به حديث غدير احتجاج و استدلال كنند ، در حالى كه حديث مزبور از احاديث آحاد است ؟ « 1 » گويندهء اين سخن دربارهء حديث غدير چنين مىگويد ، در حالى كه حديثى را به استناد اينكه هشت نفر صحابى آن را روايت كرده‌اند ، متواتر مىداند . « 2 » البته ، در اين گروه كسى هست كه حديثى را به استناد اينكه چهار نفر از صحابه آن را روايت كرده‌اند ، متواتر مىداند و مىگويد : مخالفت با آن روا نيست . « 3 » همو به متواتر بودن حديث الائمّة من قريش « 4 » قطع دارد ، در حالى كه مىگويد : اين حديث را انس بن مالك و عبد اللّه بن عمر و معاويه روايت كرده‌اند و مضمون حديث مزبور را جابر بن عبد اللّه و جابر بن سمره و عبادة بن صامت نيز روايت نموده‌اند . ديگرى نظير اين سخن را دربارهء حديثى ديگر مىگويد كه على آن را از پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله روايت نموده و دوازده نفر هم آن را از على روايت كرده‌اند « 5 » ، سپس مىافزايد : اين دوازده طريق به على منتهى مىشود و چنين حديثى در حدّ تواتر است . فرد ديگرى حديث تقتلك الفئة الباغية را در مورد عمار بن ياسر متواتر مىداند و مىگويد : « 6 » روايات نسبت به اين حديث به تواتر رسيده است . اين حديث از عمّار و عثمان و ابن مسعود و حذيفه و ابن عباس دربارهء ديگران نيز روايت شده است و سيوطى سخن كسى را كه تواتر حديث را به ده نفر محدود ساخته است ، نيكو شمرده گويد : - حديثى را كه تعداد زيادى روايت كرده‌اند ، واجب است كه اجتماع آن گروه را بر دروغ محال دانست .

--> ( 1 ) . اين سخن را تفتازانى در المقاصد 290 و ابن حجر در الصواعق المحرقة 25 و مقلدان آنها بيان داشته‌اند . ( 2 ) . ر ك : الصواعق المحرقة 13 . ( 3 ) . ابن حزم در المحلى در مسئلهء عدم جواز فروختن آب گويد : پس اينان چهار تن از صحابه ، رضى اللّه عنهم ، هستند . در نتيجه ، اين نقل متواتر است و مخالفت با آن روا نيست . ( 4 ) . ر ك : الفصل فى الملل و النحل : 4 / 89 . ( 5 ) . ر ك : البداية و النهاية : 7 / 289 . ( 6 ) . تهذيب التهذيب : 7 / 409 ؛ الاصابة : 2 / 512 .